مدیر سایت، نویسنده در آزمایشگاه مرکزی پاتوبیولوژی - صفحه 2 از 3  مدیر سایت، نویسنده در آزمایشگاه مرکزی پاتوبیولوژی - صفحه 2 از 3

Author Archives: مدیر سایت

  • -

غربالگری نوزادان جهت تشخیص نقصهای هورمونی و متابولیکی ارثی

مراجعه کننده محترم

هدف از این غربالگری تشخیص زودهنگام آندسته از بیماریها و اختلالات هورمونی و متابولیکی در نوزادان است که قبل از ظهور علائم بالینی، قابل درمان میباشند .

آزمایشهای مربوطه را باید حتی المقدور در روز چهارم و حد اکثر تا روز هفتم بعد از تولد انجام داد . انجام آزمایشها در اسرع وقت و اعلام هر چه زودتر نتایج به پزشک الزامی است . چنانچه آزمایشهای مورد نظر بهر دلیلی در زمان تعریف شده صورت نگرفته باشند، باید بدون اتلاف وقت برای انجام آنها اقدام کرد.

جهت تشخیص اختلالات متابولیکی و هورمونی باید از روشهای استاندارد و قابل اطمینان نظیر HPLC، کروماتوگرافی لایه نازک (TLC)، الکتروکمولومینسانس (ECL) ،آنزیم ایمونو اسی (EIA) و یا رادیوایمونواسی (RIA) استفاده کرد .

در اینجا تنها به آندسته از بیماریهای هورمونی و متابولیکی اشاره میشود که بلحاظ آماری و امکانات تشخیصی از اهمیت بیشتری برخوردارند.

۱- بیماریهای هورمونی(Endocrinopathy)

  • کم کاری تیروئید (Hypothyreosis) : در این مورد جنبه مادرزادی دارد که سبب اختلالات سخت در تکامل ذهنی و جسمی کودک میشود. درمان توسط تجویز هورمون صورت میگیرد .

تشخیص: اندازه گیری میزان TSH در خون

متد اندازه گیری : الکتروکمولومینسانس (ECL)

شیوع کم کاری تیروئید* : حدود ۱/۴۰۰۰۰ است .

  • سندرم آدرنوژنیتال (Adrenogenital Syndrome= AGS) : یک اختلال هورمونی مربوط به نقص بخش قشری غده فوق کلیوی است که سبب ظهور علائم کمبود کورتیزول ، ترانسفورماسیون و ظهور علائم مردانگی در دختران و بلوغ زود رس در پسران شده و ممکن است در طی بحرانهای هدر رفتن نمک (Salt wasting Syndrome) به مرگ طفل منجر شود . درمان بکمک تجویز هورمون که باید مادام العمر صورت گیرد، مقدور است .

تشخیص : اندازه گیری میزان ۱۷Hydroxy-Progesteron در خون

متد اندازه گیری : آنزیم ایمونو اسی(EIA)

شیوع سندرم آدرنوژنیتال* : حدود ۱/۱۰۰۰۰ نوزاد است .

۲-بیماریهای متابولیکی(Metabolic diseases)

 

گالاکتوزمی (Galactosemia) : نقص در متابولیسم قند شیر یا گالاکتوز که موجب کوری، عقب ماندگی ذهنی، بدنی، نارسائی کبد و احتمالا مرگ طفل میشود .درمان توسط رژیم غذائی مخصوص مقدور است .

تشخیص: اندازه گیری میزان گالاکتوز در ادرار

متد اندازه گیری : HPLC

شیوع گالاکتوزمی* : حدود ۱/۴۰۰۰۰ میباشد .

۳- آمینواسیدوپاتی ها (Aminoacidopathies)

  • فنیل کتون اوری (Phenylketonuria = PKU)و هیپر فنیل آلانینمی (Hyperphenylalaninemia=HPA) : به نقص متابولیسم اسید آمینه فنیل آلانین اطلاق میشود. گرفتگی عضلانی (cramp)، اسپاسم، عقب ماندگی ذهنی از عوارض این نقص مادرزادی بشمار میروند .

تشخیص : اندازه گیری اسیدهای آمینه در ادرار و خون

متد اندازه گیری : HPLC، TLC

شیوع فنیل کتون اوری* : حدود ۱/۱۰۰۰۰ است .

درمان فنیل کتون اوری از طریق حذف فنیل آلانین

از غذای روزانه کودک امکانپذیر است

  • بیماری ادرار شربت افرا (Maple Syrup Urine Disease = MSUD) : این نام از آنجهت به بیماری اطلاق شده است که ادرار طفل بیمار بوئی شبیه به شربت افرا دارد . علت این بیماری نقص در تجزیه اسیدهای آمینه است که سبب عقب ماندگی ذهنی، کما و احتمالا مرگ طفل میشود درمان توسط رژیم غذائی نتیجه بخش است .

تشخیص: اندازه گیری اسید های آمینه در ادرار و خون

متد اندازه گیری : HPLC

شیوع :*MSUD حدود ۱/۲۰۰۰۰نوزاد است .

۴- نقص های سیکل کارنیتین (Carnitin cycle-defects)

  • گلوتار اسید اوری (Glutaraciduria Type I) : نقص تجزیه اسید های آمینه که سبب اختلال حرکتی، بحرانهای ناگهانی متابولیکی میگردد . درمان بکمک رژیم غذائی مخصوص و تجویز اسیدهای آمینه صورت میگیرد.

تشخیص: اندازه گیری اسیدهای آمینه در ادرار و خون

متد اندازه گیری : HPLC

شیوع گلوتار اسید اوری* : حدود ۱/۸۰۰۰۰ است .

————————————————————-

*در حال حاضرآمار موثقی در رابطه با نقصهای هورمونی و بیماریهای متابولیکی برای ایران در دسترس قرار ندارند .آمار ارائه شده فوق مربوط به کشور آلمان است .

 

مراجع :

۱-Labor und Diagnose,Lothar Thomas 2013

۲- Limbach laboratory information Heidelberg, Germany


  • -

غربالگری قبل از تولد (Antenatal Screening ) جهت تعیین ریسک بیماریهای تری زومی ۲۱، تری زومی۱۸، تری زومی ۱۳ و نقص بازماندن کانال نخائی (spina bifida or neural tube defect)

تری زومی ۲۱ (trisomy 21/T21):

 

وابسته به سن مادر، امکان ریسک انحراف کروموزومی و انتقال آن به جنین وجود دارد . شایع ترین انحراف کروموزومی تری زومی ۲۱ است که در جنین بصورت بلاهت مغولی (Down’s syndrom, mongolism ) بروز میکند . ریسک تری زومی ۲۱ در سن ۲۰ سالگی حدود ۱:۱۱۰۰ مورد حاملگی است . این نسبت در ۳۵ سالگی به ۱:۳۰۰ و در ۴۰ سالگی حتی به ۱:۶۸ میرسد .

با استفاده از مایع آمنیون اطراف جنین (collection of amniotic fluid= amniocentesis)  میتوان انحراف کروموزومی در جنین را با احتمال زیاد تشخیص داد . آزمایش مایع آمنیون معمولا در هفته های ۱۶ و ۱۷ حاملگی انجام میشود . از آنجا که انجام این آزمایش با ریسک از دست رفتن جنین همراه است، لذا انجام آن تنها در مواردی پیشنهاد میشود که زن حامله با افزایش ریسک تولد فرزند با انحراف کروموزومی روبرو باشد .

با استفاده از معاینه جنین توسط روش اولتراسوند و آنالیز هورمونی خون مادر میتوان ۹۵-۹۰ در صد از زنانی را که از جهت تری زومی ۲۱ تحت ریسک بالا (high- risk) قرار دارند، مشخص نمود .

در حال حاضر روشهای غربالگری زیر بمنظور تشخیص تری زومی ۲۱ در اختیار قرار دارند :

  • غربالگری در سه ماهه نخست بارداری (first trimester screening) ، هفته های ۸ تا انتهای هفته ۱۳ شامل :
  1. آزمایش اولتراسوند* توسط متخصص زنان
  2.  آزمایشهای PAPP-A و β-hCG در سرم

با استفاده از این تکنیک میتوان ۸۹-۸۶ % از کودکان با تری زومی ۲۱ را شناسائی کرد .

  • غربالگری در سه ماهه دوم بارداری (second trimester screening) هفته های ۱۴ تا انتهای۲۱ شامل :
  1. تری پل تست (Triple test: AFP,hCG,unconjugated estriol ) دقت این تست در حدود ۶۹% و باندازه غربالگری در سه ماهه نخست حاملگی نیست .
  2. کوادروپل تست (quadruple test: AFP,hCG,unconjugated estriol, inhibin A) . دقت این تست نیز کمتر از غربالگری در سه ماه نخست حاملگی است و تقریبا ۸۲% از موارد تری زومی ۲۱ را تشخیص میدهد
  • غربالگری ترکیبی (integrated screening)

که در آن غربالگری در سه ماهه نخست بارداری با تست کوادروپل در سه ماهه دوم بارداری ترکیب میشود . توسط این متد میتوان حدودا ۹۵% از موارد تری زومی ۲۱ را تشخیص داد .

باید توجه داشت که عموم تستهای غربالگری فوق در حقیقت احتمال انحراف کروموزومی را در جنین محاسبه میکنند . در صورت وجود ریسکهای بالا ( ۱:۳۰۰ و یا بالا تر) باید جهت تشخیص قطعی مشاوره ژنتیک انجام شود. برای این منظور از کروموزومهای موجود در مایع آمنیون استفاده شده و حضور انحراف کروموزومی مورد بررسی قرار میگیرد .

——————————————————————————————–

——————————————————————————————–

  • تری زومی ۱۸(Trisomy 18 /T18) :

    یا سندرم ادوارد (Edwards syndrome) یک اختلال ژنتیکی است که از لحاظ شیوع بعد از تری زومی ۲۱ قرار داشته و بمیزان ۱ از ۳۰۰۰ نوزاد زنده مشاهده میشود. با افزایش سن مادر به شیوع این اختلال کروموزومی افزوده میگردد . از جمله علائم این سندرم میتوان به غیر طبیعی بودن قلب، کلیه ها و سایر ارگانهای داخلی اشاره کرد. این غربالگری که توسط اولتراسوند و تری پل تست صورت میگیرد، در سه ماهه اول و دوم حاملگی انجام میشود .

——————————————————————————————–

——————————————————————————————–

  • تری زومی ۱۳ (Trisomy 13/T13) :

    یا سندرم Patau ، یک اختلال کروموزومی است و سبب نقص قلب و کلیه ها میشود . میزان ریسک این سندرم با بالا رفتن سن مادر افزایش پیدا میکند . شیوع این سندرم بین ۱ به ۱۰۰۰۰ و ۱ به ۲۱۷۰۰ متغیر است . این غربالگری در سه ماهه اول  حاملگی بکمک اولتراسوند و تری پل تست انجام میشود .

——————————————————————————————–

——————————————————————————————–

نقص بازماندن کانال نخائی (spina bifida or neural tube defect) :

تشخیص بازماندن کانال نخائی در اکثر موارد توسط اولترا سونوگرافی صورت میگیرد۱.

از هفته ۱۶ تا ۲۰ حاملگی میتوان ریسک بازماندن کانال نخائی را با استفاده از اندازه گیری مارکر AFP در خون مادر برآورد کرد . البته این بررسی بخشی از تست تریپل و کوادروپل را تشکیل میدهد.

استفاده از اسید فولیک ریسک نقص بازماندن کانال نخائی را بمیزان قابل توجهی کاهش میدهد.

لطفا در رابطه با این مسئله با پزشک مورد اعتماد خود مشورت کنید و از خوردن هر گونه دارو بدون تجویز پزشک پرهیز نمائید.

—————————————————————————

* محدودیت های اولترا سوند سونوگرافی: علیرغم کیفیت بسیار خوب تجهیزات و تجربه حد اکثری پزشکان متخصص ، نمیتوان انتظار داشت که عموم ناهنجاری ها در طول زمان بارداری قابل شناسائی باشند . محدودیت های مربوط به معاینه ، نظیر موقعیت جنین در رحم ، کاهش مایع آمنیون در کیسه جنینی ، ضخامت زیاد جدار شکم (اضافه وزن) و یا جای زخم (scar) ممکن است که انجام معاینه را دچار اختلال اساسی کنند . برخی از اختلالات متابولیکی و یا نقص های شنوائی در جنین را که در رابطه با عفونت CMV قرار دارند، نمیتوان توسط اولتراسوند تشخیص داد . بهمین ترتیب بیماریهای ژنتیکی توسط اولتراسوند قابل تشخیص نمیباشند .

مراجع :

۱-Labor und Diagnose,Lothar Thomas 2013

۲- Limbach laboratory information Heidelberg, Germany

۳-Benetech PRA (Prenatal Risk Assessment) Software for modern prenatal screening.

  • -

ویتامین D جهت پیش گیری از سرطان پروستات و بهبود پیش آگهی

نتایج پژوهشهای متعدد در سالهای اخیر مؤید آنست که ویتامین D بمیزان مناسب تمایز سلولی (cell differentiation) را بهبود می بخشد . ظهور سرطانهای مختلف در افرادیکه باندازه کافی از ویتامین D استفاده میکنند نادر تر است و یا حد اقل دیرتر بوقوع میپیوندد.

در یک مقاله علمی که در مجله  Luscombe, 2001) lancet)   به چاپ رسیده چنین آمده است:

مردانی که باندازه کافی در معرض اشعه ماوراء بنفش قرار دارند بطور متوسط در سن ۷۲,۱ سال به سرطان پروستات دچار شده و در مقابل گروهی که باندازه کافی از اشعه ماوراء بنفش استفاده نمیکنند بطور متوسط در سن ۶۷,۷ سال به این سرطان گرفتار میشوند.

در اثر اشعه ماوراء بنفش میزان ویتامین D در سرم افزایش پیدا میکند که بعنوان ۲۵OH Vitamin D قابل اندازگیری است. از آمارهای گرفته شده چنین بر می آید که.بخصوص در ماههای زمستان( و در پاره ای ازموارد نیز در تابستان) میزان ویتامین D در بسیاری از افراد سنین بالاتر از ۵۰ سالگی به حد اقل ارزش نرمال یعنی ۲۰µg/L نمی رسد. بعبارت دیگر سطح این ویتامین تکافوی احتیاج بدن را نمیکند.

در رابطه با این مسئله نتایج پژوهشی دیگر در مجله Grant 2002) Cancer) درج شده است. از این مقاله چنین بر می آید که سرطان پروستات با میزان اشعه ماوراء بنفش نسبت معکوس دارد

( کارسینوم بیشتر در برابر اشعه ماوراء کمتر). طبق مقاله دیگری که در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسیده است، استفاده بهینه از ویتامین D پیش آگهی سرطان پروستات و سرطانهای دیگر ( سرطان سینه و کولون) را بهبود میبخشد (Robsahm) .

توصیه ما در رابطه با تشخیص و درمان:

بمنظور جلوگیری از کارسینوم پروستات توصیه میشود که دو بار در سال یعنی یکبار در تابستان و یکبار در زمستان میزان ۲۵OH Vitamin D در سرم اندازگیری شود. در صورتیکه سطح این ویتامین کمتر از ۲۰µg/L باشد درمان با ویتامین D لازم خواهد بود: طول زمان درمان وابسته به غلظت ویتامین D است که ممکن است منحصر به فصلهای پائیز و زمستان بوده و یا در تمام طول سال لازم باشد.

در ضمن اندازگیری ۲۵OH Vitamin D و در صورت لزوم درمان کمبود آن در عموم بیماران مبتلا به سرطان پروستات اهمیتی خاص دارد. غلظت مطلوب ویتامین D در این بیماران بین ۳۰ تا ۴۰ میکروگرم در لیتر است که در آن تمایز سلولی به حد قابل قبول میرسد (Holick)

مراجع:

  1. Grant WB. Cancer 2002; 94: 1867-75
  2. Holick MF. Seminars in Dialysis 2005;18:266-75
  3. Lucombe CJ et al., Lancet 2001; 358:641-2
  4. Robsahm TE et al.,Cancer causes and Control 2004; 15: 149-58
  5. Vieth R.   www medicalnewstoday.com/newssearch.php?newsid=16715
  6. Gewählte Themen Labor Limbach 2011/2012
  7. Labor und Diagnose , Lothar Thomas 2008

  • -

ویتامینD

بقراط ( ۳۷۷- ۴۶۰ قبل از میلاد مسیح ) در ملاحظات خود در باره دانش پزشکی (Corpus Hippokratikum) به اهمیت فصول سال در سلامت انسان اشاره میکند که ” هر کس بخواهد از دانش پزشکی بطور صحیح استفاده کند، باید اثر فصول سال را در سلامت انسان مورد توجه قرار دهد.” تغییر در فصول سال ( فصول کم آفتاب و آفتابی ) نقش مهمی در تآمین ویتامین D بدن انسان دارد .

تحت تاثیر اشعه ماوراء بنفش خورشید ، نخست در پوست انسان از ۷- دهیدرو کلسترل ترکیب پیش ساز یا پرو ویتامین D3 تولید شده و سپس طی مراحلی در کلیه به ویتامین D3 تبدیل میگردد . ویتامین D موجود در مواد غذائی بصورت محبوس در ذرات چربی توسط سیستم لنفاوی حمل و بجریان خون ترشح و نهایتا در کبد و کلیه ها به فرم فعال آن تبدیل میشوند . ۸۰% از ویتامین D مورد نیاز بدن از طریق اشعه ماوراء بنفش و بخش کمی از آن از طریق تغذیه تآمین میگردد . بخصوص در ماههای زمستان ممکن است که کمبود ویتامین D بحدی برسد که در ماههای تابستان قابل ترمیم نباشد .

کمبود شدید این ویتامین سبب بروز راشیتیسم در کودکان و پوکی و نرمی استخوان در بزرگسالان میشود

کمبود استروژن در خانمها در دوران منوپوز این جریان را تشدید و موجبات شکنندگی استخوان را فراهم میسازد. مطلب قابل توجه دیگر اثرجلوگیری کننده این ویتامین در قبال سرطان روده بزرگ، سرطان پستان، سرطان پروستات و سرطان تخمدان است که توسط مراجع علمی مختلف مورد بررسی و تآیید قرار گرفته است .

از علل کمبود ویتامین D میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

  • کاهش تولید در پوست توسط اشعه ماوراء بنفش
  • عرض جغرافیائی
  • فصول مختلف سال
  • آلودگی محیط زیست
  • استفاده نامعقول از ترکیبات جلوگیری کننده از اشعه خورشید
  • ترکیبات و مواد آرایشی
  • رنگ پوست
  • سن
  • شغل
  • فراهم بودن بیولوژیکی
  • سندرم بدی جذب
  • افزایش فروگشت ( کاتابولیسم) یا روند تجزیه ترکیبات پیچیده توسط یاخته های بدن
  • داروهای ضد تشنج
  • ترکیبات کورتیکوئیدی
  • کاهش سنتز
  • اختلال در عملکرد کبد
  • سندرم نفروتیک

بر اساس مراجع علمی پیشنهاد شده است که بخصوص در موارد درمان، میزان ویتامین D در سرم بین ۳۰ تا ۷۰ میکروگرم ( حد اکثر تا ۱۰۰ میکروگرم) تنظیم شود .

مراجع :

  1. Labor und Diagnose, Lothar thomas 2013
  2. Gewählte themen Labor Limbach 2011/2012

  • -

سلنیوم (Selenium)

    مراجعه کننده محترم

سلنیوم یکی از عناصر کم مقدار (trace element) بدن است که نقش مهمی در سیستم ایمنی ایفا میکند . عناصر کم مقدار دارای نقش کلیدی در فعال کردن آنزیمها ی کلیدی بوده و در رابطه با بسیاری از اعمال بدن ارزش حیاتی دارند . اثر محافظت کننده گی این عنصر از لحاظ پزشکی مورد تایید قرار گرفته است .

در بسیاری از مناطق میزان ورود سلنیوم به بدن، بعلت کم بودن غلظت آن در خاک و بنابر این غلات/حبوبات کافی نیست . علاوه بر عدم کفایت میزان سلنیم در رژیم غذائی (intake)، ممکن است که برداشت و جذب آن به بدن (uptake) نیز آنطور که باید صورت نگیرد . بیماریهای مختلفی ممکن است که سبب کمبود سلنیوم شوند . قابل توجه است که از طرف دیگر استرس و در گیر شدن بدن با ترکیبات زیان آور ممکن است که نیاز به سلنیوم را افزایش دهد .

بسیاری از آنزیمهای مهم که در رابطه با سم زدائی و تقسیم سلولی قرار دارند نمی توانند اعمال حیاتی خود را بدون سلنیوم انجام دهند . بهمین دلیل می توان گفت که کمبود مطلق و یا نسبی آن سبب بروز اختلال در عملکرد سلولهای بدن میشود . کمبود سلنیوم نه تنها سیستم دفاعی بدن را دچار مخاطره میکند، بلکه همانطور که تحقیقات مختلف نشان داده اند، کمبود این عنصر میزان بیماریهای بدخیم را افزایش میدهد .

آنطور که از مطالعات انجام شده در مورد ۱۰٫۰۰۰ نفر ، بین سالهای ۱۹۸۰ تا حدود سال ۲۰۰۰ ، بر میآید، افراد دارای غلظت کم سلنیوم بیشتر در معرض سرطانهای بدخیم مختلف قرار داشته اند . بعلاوه تجویز پیش گیری کننده سلنیوم برای جلوگیری از سرطان نیز مورد تایید قرار گرفته است .

بطور کلی در موارد تجویز سلنیوم، کاهش کارسینوم پروستات ۶۳% ، سرطان روده ۵۸% و کارسینوم ریه ۴۶% گزارش شده است . در مقابل کمبود سلنیوم اثری در میزان سرطان پوست نداشته ، ولیکن تجویز آن تعداد مرگ و میر را تا ۵۰% کاهش داده است .

بنابراین اکنون بر اساس گزارشهای علمی موجود میتوان میزان و غلطت سلنیوم لازم جهت تضمین عملکرد آنزیمهای مؤثر در دفاع از بدن ، جلوگیری از بیماریهای مختلف و سم زدائی را مشخص نمود .

تعیین غلطت سلنیوم در خون

تعیین سطح سلنیوم در خون اگرچه از لحاظ تکنیکی پیچیده است ، ولیکن در حال حاضر بخوبی قابل انجام است . اینکه میزان سلنیم با افزایش سن کاهش پیدا میکند حائز اهمیت است . بهمین جهت پیشنهاد شده است که غلظت سلنیوم در بیماران جوان هر ۱۰ سال و از ۵۰ سال به بالا هر ۵ سال یکباراندازگیری شود .

چنانچه بیمار دوچار یک بیماری مزمن است و یا تحت شیمی و یا پرتودرمانی قرار دارد ، ممکن است که اندازگیری سلنیوم در فواصل کوتاهتری لازم باشد .

حد اقل میزان سلنیم در خون ۱۰۸ µg/l است . در مواردی که میزان آن در خون کمتر باشد لازم است که با صلاحدید پزشک معالج سلنیوم تجویز گردد..

۶ ماه پس از شروع درمان لازمست که غلظت سلنیوم اندازگیری شود تا بتوان میزان آنرا بر اساس نیازتنظیم نمود .

مراجع :

۱-Labor und Diagnose,Lothar Thomas 2013

۲- Limbach laboratory information Heidelberg, Germany


  • -

ریسک ترومبوز و ایجاد ترومبوز در جریان سفر

مراجعه کننده محترم

ترومبوز به تشکیل لخته خون در داخل یک رگ خونی اطلاق میگردد. در بسیاری از موارد سیاهرگهای ناحیه پاها به این مسئله دوچار میشوند. چنانچه لخته ایجاد شده آزاد شود، در آنصورت وضعیت حاصل را آمبولی مینامند. در مواردیکه لخته ازعروق عمقی ران آزاد شده و بهمراه جریان خون وارد ریه و سرخرگ ششی گردد ، در آن حال آمبولی ریه علرض میشود که بسیار خطرناک بوده و ممکن است که به مرگ بیمار منتهی گردد. حتی بدون آمبولی حاد ریه ، ترمبوز اغلب سبب آسیبهای سخت دیررس میشود.از جمله ممکن است که ترمبوز شبکیه چشم سبب نابینائی دائم گردد. در اثر ایجاد لخته ممکن است که عروق شبیه به لوله های جرم گرفته چنان تنگ شوند که یک حالت انسدادی مزمن و همراه با تجمع آب در پاها و تورم ایجاد گردد. نتیجه این امر ظهور زخمهای باز است که درمان آن بسیار سخت و در برخی مواقع غیر ممکن است.

چه افرادی در معرض خطر ترومبوز سیاهرگها قرار دارند؟

ترمبوز عروق عمقی اغلب در سنین بعد از ۴۰ سالگی ظاهر میشوند و زنان بیشتر از مردان دوچار این ضایعات میگردند. از جمله فاکتور های ریسک میتوان به مصرف قرصهای ضد حاملگی، اضافه وزن، استعمال دوخانیات، کمبود فعالیت بدنی، نشستن طولانی در مسافرتهای دور با هواپیما اشاره نمود.

بکمک پژوهشهای انجام شده میتوان امروزه اختلالات مادر زادی مربوط به انعقاد خون را، قبل از ظهور ترمبوز شناسائی کرد. در صورت وجود عوامل مادر زادی ممکن است ریسک ایجاد ترمبوز تا ۳۰ بار افزایش پیدا کند. در صورتیکه علاوه بر اختلالات مادر زادی عوامل دیگر نظیر اضافه وزن، مصرف قرصهای ضد حاملگی و یا استعمال دوخانیات وجود داشته باشند، ریسک ابتلاء به ترمبوز بشدت افزایش پیدا میکند.

در چه مواردی انجام آزمایشهای مربوط به پیش گیری از ترمبوز و تعیین ریسک شخصی توصیه میشود؟

۱- ترمبوز و یا آمبولی در افراد نزدیک فامیل

۲- آزمایشهای تشخیصی مربوط به ترمبوز قبل از حاملگی

۳- ارزیابی ریسک قبل از اولین تجویز قرصهای ضد حاملگی

۴- در صورت وجود فاکتورهای متعدد ریسک نظیر نیکوتین ، چاقی و درمانهای هورمونی

۵- قبل از مسافرتهای طولانی و دور توسط هواپیما

مسئله بسیار مهم در رابطه به لزوم درمان احتمالی آنست که میتوان سطح هوموسیستئین را که یک فاکتور ریسک سکته قلبی است با استفاده از سه ویتامین B6 ، B12 و اسید فولیک تقلیل داد .

کدامیک از اختلالات ژنتیکی سیستم انعقاد خون را میتوان با تستهای آزمایشگاهی شناسائی نمود؟

برای ایمنظور از طیف کوچکی از آزمایشهای خاص استفاده میشود و بوسیله آن میتوان پنج اختلال مادرزادی مهم را شناسائی نمود:

–         فاکتور V-Leiden یا APC-resistance

–         موتاسیون پروترومبین

–         کمبود آنتی ترومبین – III

–         کمبود پروتئین – C

–         کمبود پروتئین – S

بعنوان مثال از هر ۱۵۰۰ زن بار دار یک نفر به ترمبوز سیاهرگی مبتلا میشود. در صورتیکه فرد بیمار دوچار موتاسیون ژن فاکتور V-Leiden و ژن پروترومبین باشد ریسک ابتلاء به ترومبوز به ۱:۲۰ افزایش پیدا میکند. بعبارت دیگر در این حال یک از هر ۲۰ نفر از زنان حامله مبتلا به ترمبوز خواهند بود.

توجه: آزمایشهای فوق اختلالات مادرزادی را شناسائی میکنند و نه اختلالات اکتسابی. بنابراین انجام آنها تنها یکبار در طول عمر مورد نیاز است. توصیه میشود که نتایج این آزمایشها در دفترجه مخصوص واکسیناسیون ثبت گردد. علاوه بر این پنج ، انجام دو آزمایش لوپوس آنتی کوآگولانس و هوموسیستئین نیز توصیه میگردد.

ترومبوز در جریان سفر:

افزایش چشمگیر سفرهای دور که شامل افراد مسن تحت ریسک نیز میشود، سبب شده است که ترمبوز در جریان سفر بیشتر ملاحظه گردد. در پژوهشهای زیادی که در رابطه با پزشکی هوا – فضا صورت گرفته است ، توصیه هائی جهت پیش گیری از ترمبوز وضع شده اند که بخصوص برای افراد بیمار و مسن و همچنین برای افراد سالم نیز میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. از آنجا که بیش از ۵% از افراد، بدون اطلاع، دوچار اختلالات مادرزادی انعقاد خون هستند توصیه میشود ( بخصوص در صورت وجود فاکتورهای ریسک دیگر نظیر چاقی ، استعمال دوخانیات و استفاده از قرصهای ضد حاملگی) که آزمایشهای مذکور، همانطوریکه گفته شد، یکبار انجام شوند.

چه اقداماتی را میتوان جهت جلوگیری از ترمبوز در جریان سفر بکار گرفت؟

پزشکی هوا – فضا افراد تحت ریسک را بسه گروه تقسیم میکند:

  1. ریسک کم: که شامل افراد سالم نیز شده که یک پرواز چند ساعته در حالت نشسته و غیر فیزیولوژیکی ( زاویه ۹۰ درجه بین استخوان ران و ساق پا)و عدم امکان جابجائی را در پیش دارند.
  2. ریسک متوسط: در صورتیکه دو از چند عامل زیر مطرح باشند: سن بیش از ۴۰ سال، نارسائی قلب، ابتلاء به واریس و یا نارسائی سیاهرگی، مصرف قرصهای ضد حاملگی، اضافه وزن، حاملگی، استعمال دخانیات.
  3. ریسک بالا: ترمبوز سیاهرگی، تومورهای بدخیم، گچ گرفتن پاها بعلت شکستگی استخوان، ترومبوز در افراد نزدیک فامیل، انجام عمل جراحی قبل از سفر بخصوص عملهای جراحی با ریسک بالای ترمبوز و وجود ریسک ژنتیکی.

توصیه های جلوگیری از ترمبوز سفر:

با توجه به ریسک های یاد شده در فوق میتوان حهت جلوگیری از ترومبوز سفر موارد زیر را توصیه نمود:

–         ریسک کم: حرکت هم در حالت نشسته و هم ایستاده( نظیرحرکت پا از مفصل مچ به هر طرف و انقباض و انبساط ماهیچه پشت پا )، نوشیدن زیاد آب( از مصرف الکل و قهوه اجتناب نمائید)، حتی المقدور از داروهای آرام بخش استفاده نکنید.این داروها سبب کاهش و عدم حرکت میشوند.

–         ریسک متوسط: علاوه بر توصیه های فوق از جورابهای ضد ترومبوز از کلاس ۱ و یا ۲ در طی پرواز استفاده کنید.

–         ریسک زیاد: علاوه بر توصیه های فوق و جورابهای ضد ترومبوز باید از داروهای پیشگیری کننده نیز بهره گرفت.برای اینمنظور ترکیبهای هپارین با وزن ملکولی کم مناسب میباشند. تزریق این دارو میتواند توسط بیمار صورت گیرد. در مسافرتهای طولانی احتمالا باید از دارو بطور روزانه استفاده کرد.

مراجع :

۱-Labor und Diagnose,Lothar Thomas 2013

۲- Limbach laboratory information Heidelberg, Germany


  • -

۱۲ نکته برای سلامت زیستن

۱۲ نکته برای سلامت زیستن

۱۲ Points for Healthy Living

۱- کنترل وزن بدن

وزن نرمال (بر حسب کیلو گرم) = قد به سانتی متر منهای۱۰۰ .

بعنوان مثال :  ۱۷۳cm – 100 =73 kg

۲-سیگار نکشید

۳-تغذیه سالم

  • تغذیه بیشتر از مواد گیاهی و سبزیجات که سرشار از ویتامین C ، مواد حجم زا نظیر سلولز هستند.
  • حد اقل یک بار در هفته ماهی.
  • استفاده کمتر از نمک و شکر و چربی حیوانی و در عوض چربیهای اشباع نشده( نظیر روغن زیتون)،
  • نوشیدن آب به مقدار کافی

۴-    ورزش یا فعالیت بدنی کافی

  • نظیر دوچرخه سواری، دویدن ، شنا و قدم زدن
  • استفاده کافی نور خورشید.

۵-   استفاده از نمک ید دار ( با نظر پزشک)

۶-  مصرف ویتامین D( با نظر پزشک)

۷-  مصرف اسید فولیک( با نظر پزشک)

۸-  انجام تست های آزمایشگاهی روتین هر۲ سال یکبار شامل :

CBC ، قند، تری گلیسرید، کلسترول ، HDL ،LDL ، اسید اوریک، سدیم، پتاسیم، کلسیم، فسفر، SGOT ، SGPT، بیلی روبین، الکالن فسفاتاز، اوره، کرآتینین،Albumin، Totalprotein، TSH،کلر و آزمایش کامل ادرار (urinalysis) .

۹-   انجام تستهای آزمایشگاهی تکمیلی ( با نظر پزشک) شامل:

  • GGT، HbA1c ، فریتین، هوموسیستئین،(hs-CRP ،Lp(a و ۲۵OH-Vitamin D.
  • آنتی ژن هلیکوباکتر پیلوری در مدفوع:
  •  همچنین برای زنان پس از منوپوز و مردان از سن ۵۵ سال: هر ۵ سال یک بار آزمایش( CTX   (Crosslaps. نمونه گیری باید در هنگام صبح و در ساعت ۸ تا ۸:۳۰ صورت گیرد .

۱۰-  تجدید واکسیناسیون بر اساس دستورالعمل کمیته کشوری ایمن سازی

۱۱-  انجام معاینات لازم جهت جلوگیری از ابتلاء به سرطان.

  • از سن ۴۵ سالگی تست تشخیص خون مخفی در مدفوع ( تست ایمنولوژیکی هر ۲ سال یکبار برای این منظوردو نمونه از یک اجابت مزاج لازم است .
  • مردان از سن ۴۵ سالگی: PSAهر سال یکبار.

۱۲-   کنترل فشار خون ( توسط پزشک معالج)

مراجع :

۱-Deutsches Krebsforschungszentrum (Krebs: Früherkennung)

۲- Laboratory Dr. Limbach and Colleagues, Heidelberg


  • -

فاکتورهای ریسک سکته قلبی

فاکتورهای ریسک سکته قلبی

       یک مورد از هر سه سکته قلبی در افراد ظاهراً سالم وخارج از انتظار بوقوع می پیوندد . بنابراین میتوان گفت: نداشتن ناراحتی از جانب قلب و دستگاه گردش خون بمعنی عدم وجود ریسک نیست.

آیا شما واقعاً واقف به میزان ریسک سکته قلبی در خود هستید؟

     احساس داشتن سلامتی بمفهوم عدم وجود ریسک سکته قلبی نیست.از این جهت لازمست که هر فرد با مراجعه به پزشک مشاور قدمهای لازم را برای پیشگیری از سکته قلبی یا انفارکتوس بر دارد.علاوه برفاکتورهای ریسک کلاسیک، فاکتورهای تازه دیگری نیز شناخته شده اند که با وجود علمی بودن، باندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته اند. خطر این فاکتورها کمتر از عوامل کلاسیک نیست.

ارزیابی ریسک سکته قلبی:

آزمایشهای مربوط به ریسک سکته قلبی را میتوان بر اساس پژوهشی موسوم به

(Prospective – cardiovascular-Munster – study( PROCAMارزیا بی نمود.

تا بحال بیش از ۳۰٫۰۰۰ نفر طی ۲۵ سال در این پژوهش شرکت نموده اند.

     پزشکان متخصص مسئول در این پژوهش بطور مرتب وضعیت سلامتی افراد شرکت کننده را مورد بررسی قرار میدهند، بطوریکه در جریان سالهای متمادی فاکتورهای افزایش دهنده ریسک سکته قلبی شناسائی میشوند.

   در سالهای اخیر بر اساس پژوهش هائی که در سطح جهان صورت گرفته است علاوه بر فاکتورهای ریسک کلاسیک عوامل دیگری شناسائی شده اند که ریسک انفارکتوس قلب را افزایش میدهند.در زیر مهمترین فاکتورهای ریسک، اعم از کلاسیک و جدید، باطلاع خواهند رسید.

فاکتورهای ریسک کلاسیک:

سن

     ریسک سکته قلبی با افزایش سن تناسب مستقیم دارد. در زنان این ریسک اندکی دیرتر از مردان شروع میگردد. توصیه میشود که بازبینی میزان ریسک هر دو سال یکبار انجام شود.آزمایشهای مهم بقرار زیرند:

  • Fasting Blood Glucose
  • Total cholestrol
  • HDL-cholestrol
  • LDL-cholestrol
  • Triglyceride
  • Homocysteine
  • (Lipoprotein (a
  • High sensitive CRP

اضافه وزن

   اضافه وزن و نداشتن فعالیت فیزیکی مهم ترین فاکتور ریسک محسوب میشود. بعلاوه اضافه وزن اغلب سبب بروز فاکتورهای دیگر ریسک نظیر پر فشاری خون، افزایش میزان کلسترول و حتی مرض قند یا دیابت میشود.

دود سیگار

این یک حقیقت است که دود سیگار از علل اصلی حدود یک سوم از مرگ و میر های قلبی است.

تاریخچه بیمار و خانواده اش

     چنانچه در فامیل درجه یک بیمار مسائل عروقی بخصوص در رابطه با قلب و حتی سکته قلبی، سکته مغزی و پای سیگاری وجود داشته باشد ، در اینصورت میتوان آنرا یک هشدار محسوب نمود، زیرا سکته قلبی و بیماریهای عروقی اغلب شیوع فامیلی دارد.

بالا بودن فشار خون

فشار خون در حدود ۲۰% از افراد جامعه و بعنوان علت اصلی بیماریهای عروقی قابل تشخیص است . در زیر ارزشهای مربوطه آورده شده اند:

فشار خون mmHg
فشار خون بالا نرمال خوب
۱۴۰< ۱۳۰> ۱۲۰> هنگام انقباض قلب
۹۰< ۸۵> ۸۰> هنگام انبساط قلب

قابل توجه است که فشار خون اغلب بهمراه اضافه وزن، افزایش کلسترول ، اختلالات متابولیسم چربیها و اختلالات انعقاد خون توام است و بنابراین اثر آن تشدید میگردد.

چربیهای خون

   چربیهای خون به گونه های مختلف تقسیم میشوند. کلسترول تام شناخته شده ترین پارامترها است و زیر گروههای آن در رابطه با ریسک عروقی اهمیت خاصی دارند. از جمله افزایش LDL– کلسترول از فاکتورهای نامساعد محسوب میشود.

مرض قند ( دیابت)

   ابتلاء به دیابت متناسب با اضافه وزن افزایش پیدا میکند. مرض قند از آن جهت یک فاکتور نامساعد و غیر قابل پیش بینی است که در موارد عدم تشخیص به موقع و یا درمان ناموفق آن و یا حتی در صورت تنظیم خوب میزان قند خون میتواند سبب آسیب عروق گردد. سکته قلبی یکی از عوارض آنست.

فاکتورهای ریسک جدید

مهمترین فاکتورهای ریسک جدید بقرار زیرند:

هوموسیستئین

     بر اساس نتایج پژوهشهای جدید افزایش مقدار هوموسیستئین خون یک فاکتور ریسک جداگانه محسوب میشود که سبب آسیب سرخرگها میگردد. بطور کلی میتوان گفت که این فاکتور آرتریو اسکلروز را تشدید کرده که میتواند به انفارکتوس قلب منتهی گردد.

CRPحساس

   تشخیص آزمایشگاهی مدرن این امکان را فراهم کرده است تا بتوان بکمک CRP حساس واکنشهای التهابی مزمن در دیواره عروق را تشخیص داد. طبق نتایج پژوهشهای جدید مقدار CRPحساس در بیماران تحت ریک انفارکتوس قلبی افزایش نشان میدهد.

لیپوپروتئین (a)

   لیپوپروتئین a یک فاکتور ریسک متعلق به چربی های خون است. اهمیت آن در رابطه با بیماریهای عروق و سکته قلبی در گذشته نه چندان دور محقق گردیده است. افزایش لیپوپروتئین a بخصوص در مواردی چشمگیر است که LDL– کلسترول نیز غیر طبیعی باشد.

ارزیابی جدید فاکتورهای ریسک:

   از بین فاکتورهای ریسک جدید سه فاکتور لیپوپروتئین a ، هوموسیستئین و CRP حساس مورد استفاده و مطالعه قرار میگیرند. نتایج حاصل را باید بیمار با پزشک مشاور خود مورد بررسی مجدد قرار دهد. از این طریق میتوان به درمان مناسب دست یافت که با وضعیت فردی بیمار مطابقت داشته باشد. این مسئله بخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که تغییر در عادات روزمره زندگی جهت کم کردن از ریسک سکته قلبی به تنهائی کافی نباشد.

   احتمالآ ممکن است که دارو درمانی نظیر تجویز ویتامین B6، B12 و اسید فولیک جهت معالجه هوموسیستئینمی لازم باشد.

   در موارد افزایش LDL– کلسترول و کلسترول تام ممکن است که تجویز استاتین ها (Staten) لازم باشد. برای این منظور به پزشک خود مراجعه نمائید.

مراجع :

  1. Clinical laboratory diagnosis, Ed. By Luther Thomas TH-Books Verlagsgesellschaft,gemany,2008
  2. Henry’s clinical diagnosis and management by laboratory methods, saunders-Elsevier,2007
  3. Current medical diagnosis & treatment, Ed .By Lawrence M. Tierney; et al,Mc Graw -Hill Inc,2006

  • -

خستگی مزمن

خستگی مزمن

Chronic Fatigue Syndrome

تصویر بیماری:

مشاوره پزشکی ممکن است که در بسیاری از موارد هم برای پزشک و هم برای بیمار وضعیتی دشوار فراهم سازد. از جمله این موارد میتوان به افرادی اشاره کرد که ظاهرآ سالم هستند یا حد اقل احساس بیماری نمیکنند و در عین حال از عهده فشار کار روزانه بر نمی آیند. بعبارت دیگر با وجود روند عادی در زندگی روزانه، بدون کم خوابی مزمن و یا فشارهای سخت ، بیمار از عدم توان فعالیت جسمی، خستگی مداوم و بی حوصلگی رنج میبرد. اجبار در انجام کارها و وظایف روزانه نظیر کارهای مربوط به شغل، خانه داری، خانواده و بچه داری اغلب سبب افسردگی بیمار نیز میشود.وضعیت روانی فرد ممکن است بعلت طولانی شدن ناتوانی و عدم درک صحیح این مقولات توسط افراد خانواده و یا همسر تشدید گردد. علل کوفتگی و از پا افتادگی بسیار متنوع بوده و ممکن است که فاکتورهای مختلف در آن شریک باشند. این حالت اغلب بتدریج ظاهر شده و دارای سابقه طولانی است.بعلاوه وضعیت مورد بحث غالبآ بعلت در گیر بودن با مسائل و ناراحتی های مختلف سبب اختلال در ریتم خواب و بیداری شده، بطوریکه این افراد از یک خواب عمیق و آرام بخش نیز بی بهره میباشند. نتیجه این امر ایجاد حالتی است که در اصطلاح امروزیاز پای در آمدن فرد نام گرفته است. بطور کلی میتوان گفت که تمامی نیروی ذخیره بدن تحلیل رفته است.

تشخیص بیماری:

پزشک مشاور میتواند برخی از عناصر ایجاد خستگی مزمن که در زیر ذکر میشوند را شناسائی و تشخیص دهد:

۱- اختلالات خواب و اختلالات روحی-روانی (مانند افسردگی واضطراب)

۲- پائین بودن مزمن فشار خون که سبب کم توانی فعالیت جسمی و خستگی مداوم میشود.

۳- کم غذا خوردن و نداشتن یک رژیم غذائی مناسب که منجر به افت قند خون و به دنبال آن احساس بی حالی وخستگی میشود و همچنین کمبود ویتامینها و برخی از عناصر کمیاب را به دنبال دارد.

۴- دیابت : در افرادیکه خستگی مداوم و مزمن دارند توصیه میشود که آزمایش قند خون ناشتا و قند خون۲  ساعت بعد از غذا برای رد نمودن بیماری دیابت که با قند خون بالا مشخص میشود انجام گیرد .

۵-کم خونی یکی از علل مهم میباشد ، بخصوص در خانمها که ممکن است به علت عادت ماهانه دچار کمبود آهن شوند . همچنین کم خونی ارثی (تالاسمی) ، کمبود ویتامین B12 و اسید فولیک نیز میتوانند عامل کم خونی باشند .

۶- کم کاری ناشناخته غده تیروئید: کمبود هورمونهای تیروئیدی که متابولیسم بدن یعنی تبدیل مواد غذائی به انرژی در بدن را کنترل میکنند ، میتواند سبب بی حالی و خستگی وافزایش وزن در فرد شود .

۷- عفونت های مزمن و نهفته : از جمله عفونت ادراری مخفی که ممکن است همیشه علائم سوزش و تکرر ادرار را نداشته و خستگی تنها علامت آن باشد .

۸- بیماریهای قلبی: وقتی خستگی در طی فعالیت های معمول روزانه تظاهر میکند، میتواند نشانه ای از مشکلات قلبی باشد . این مسئله بخصوص در مواردی مطرح میشود که فرد قادر به انجام کارهای روزانه که قبلا بدون اشکال انجام میداده است، نباشد . علاوه بر الکتروکاردیوگرام، عکس قفسه سینه ، اکوکاردیوگرافی و تست های آزمایشگاهی نیز برای شناسائی ریسک فاکتورهای بیماریهای قلبی کمک کننده هستند .

۹- آلرژی غذائی : بعضی از پزشکان معتقدند حساسیت غذائی پنهان یا حساسیت تنفسی میتواند از علل خستگی مزمن باشد. اگر خستگی شما بعد از غذا خوردن تشدید میشود ممکن است عدم تحمل به یکی از مواد غذائی عامل آن باشد . در این موارد حساسیت به آن ماده غذائی در حدی نیست که سبب بروز خارش یا کهیر شود ولی فقط ایجاد خستگی در فرد را در پی دارد .

۱۰- بیماریهای کبدی : مانند هپاتیت عفونی ناشی از ویروس هپاتیت B یا C ، هپاتیت غیر عفونی ( اتوایمون یا شیمیائی) ، سیروز کبدی ، بیماریهای متابولیک و سایر موارد .

۱۱- بیماریهای کلیوی یا اختلالات الکترولیتی.

۱۲- بیماریهای التهابی مزمن : از جمله بیماریهای روماتیسمی و بیماریهای بافت همبند .

پزشک معالج میتواند بسیاری از فاکتورهای مهم را بکمک روشهای تشخیصی شناسائی کرده و درمان نماید . تشخیص علل روانی و درمان آن مشکل تر است. ناراحتی های روانی- تنی اغلب در ضمیر ناخود آکاه جریان داشته و ورود به آن نه تنها برای بیمار ، بلکه برای پزشک نیز بسختی امکانپذیر است.

محدودیت دیگر در این رابطه سیستم بهداشتی و درمانی و قوانین وضع شده موجود است که بر اساس آن پزشک مشاور موظف به رعایت اصول اقتصادی در امر تشخیص و درمان میباشد. در این حال از آزادی پزشک در انتخاب روش تشخیص و درمان تا حدود زیادی کاسته میشود.این مسئله اغلب و بخصوص در رابطه با بکارگیری روشهای آزمایشگاهی مدرن مطرح میشود. بکمک این روشها میتوان تغییرات کم اما مهم و کمبود ها را بررسی و شناسائی نمود.

در اکثر موارد کمبود برخی از فاکتورها ( نظیر آهن، عناصر کمیاب و ویتامین ها) قابل تشخیص میباشند. همچنین اختلالت سیستمهای هورمونی و یا عفونتهای مزمن و نهفته( از جمله در رابطه با ضعیف شدن سیستم ایمنی) میتوانند سبب از پاافتادگی مداوم گردند.فشارهای روانی و جسمی که در فوق به آنها اشاره شد اغلب سبب افزایش ترشح کورتیزول میگردند. کورتیزول بنوبه خود دفاع ایمنی بدن را کاهش داده و بدین ترتیب تضعیف این سیستم را بدنبال دارد.

آزمایشهای مهم که در تشخیص علل ایجاد خستگی مزمن کمک کننده می باشند بقرار زیرند:

–      CBC

–      ESR

–      CRP

–      RF

–      Iron-TIBC

–      Ferritin

–      FSB

–      Urea

–      Creatinine

–      Urinalysis

–      Urin Culture

–      Ca, Mg

–      HBs Ag

–      gGT

–      SGOT

–      SGPT

–      Food Allergy Test

–      Respiratory Allergy Test

–      FT3, FT4, TSH

–      Alk-ph

–      SGOT

–      SGPT

–      ANA

در ضمن اندازگیری مقادیر چربی های خون شامل کلسترول تام ، تری گلیسریدها ، HDL و LDL می توانند جهت ارزیابی ریسک فاکتورهای بیماریهای قلبی مفید باشند .

خلاصه مطلب:

تا کنون مفهوم روشنی از عوارض مربوط به از پا افتادگی ارائه نشده است. همچنین علل مختلفی از جمله تداوم عفونتهای ویروسی و اختلالات ایمنولوژیکی میتوانند در ایجاد آن نقش داشته باشند. بررسی پایه و آزمایشهای خاص که توسط افراد متخصص جهت تشخیص انتخاب شده اند ، شناسائی علل خستگی مزمن نظیر نارسائی های غذائی، کمبود ویتامین ها و برخی عناصر کمیاب و یا اختلالات هورمونی و درمان آن را امکان پذیر میسازند.

آنچه که بیمار باید مورد توجه قرار دهد:

نمونه گیری خون باید در هنگام صبح و در حالت ناشتا و پس از استراحت کافی شبانه صورت گیرد.

مراجع :

۱-Clinical laboratory diagnosis, ed. By Lothar Thomas TH-Books Verlagsgesellschaft,gemany,2008

۲- Henry’s clinical diagnosis and management by laboratory methods, saunders-Elsevier,2007

۳- Current medical diagnosis & treatment, ed.By Lawrence M.Tierny;et al,Mc Graw-Hill Inc,2006


  • -

تصلب شرائین

تصلب شرائین

Atherosclerosis

     تصلب شرائین یا آرتریواسکلروز یک بیماری مزمن عروق شریانی است که به سختی و ضخیم شدن جدار آنها منتهی شده و در نهایت تنگ شدن رگها را بدنبال دارد. این بیماری اغلب بتدریج پیشرفته و تا مدتها برای بیمار ناشناخته میماند. از جمله این امکان وجود دارد که بیماری نخست بدون علامت بوده و دیواره شرائین در رابطه با التهاب مزمن بتدریج ضخیم و دچار سختی گردند. این تغییرات را میتوان توسط تکنیکهای مدرن اولتراسونوگرافی (Doppler/Duplex) تشخیص داد. اما بهتر آنست قبل از آنکه تغییرات مذکور ظاهر شوند خصلت ژنتیکی فرد بیمار توسط تستهای آزمایشگاهی موردارزیابی و شناسائی قرار گیرد. این مسئله از آن جهت حائز اهمیت است که شرایط پیشگیری و درمان آرتریواسکلروز را فراهم میسازد.

     تصلب شرائین در نهایت میتواند منجر به انسداد کامل یک سرخرگ گردد . نتیجه این امر اختلال در خون رسانی به اعضاء بدن نظیر مغز، قلب و یا پاها میباشد . مسلم است که سکته مغزی یا قلبی و همچنین پاهای افراد سیگاری از کیفیت زندگی بشدت کاسته و مانع از پرداختن به شغل و کارهای روزانه میگردد. موارد مذکور از علل بیش از ۵۰% از مجموع مرگ و میرها در کشورهای صنعتی میباشند.

   فاکتورهای ریسک تصلب شرائین شامل اضافه وزن، افزایش چربیهای خون، کشیدن سیگار، فشار خون بالا، مرض قند و استرس میباشند. تنها در صورت تشخیص بموقع فاکتورهای ریسک شانس جلوگیری از آنها و تا حدود زیادی برگشت دادن ضایعات عروق، وجود دارد.

در مواردیکه بیمار تا بحال هیچگونه علامتی دال بر تصلب شرائین( نظیر احساس فشار و درد در قفسه سینه، سرگیجه و یا سر درد، احساس سردی در پاها و احساس درد در ماهیچه پاها در هنگام دویدن و یا راه رفتن) مشاهده نکرده است، چگونه میتواند به این مسئله پی ببرد که آیا فاکتورهای ارثی نیز در مورد او دخالت دارند؟

آزمایشهای مدرن بعنوان اساس ارزیابی ریسک تصلب شرائین:

   در تشخیص مدرن آزمایشگاهی ، فاکتورهای مختلفی که نشانگر پیشرفت آرام تصلب شرائین میباشند در خون اندازه گیری میشوند. این آزمایشهای معمولآ بسیار پیچیده بر اساس نتایج پژوهشهای نو انتخاب و میتوانند تنها در آزمایشگاههای تخصصی انجام شوند. اطلاعات کسب شده توسط آزمایشهای مذکور بسیار بیشتر و کامل تر از چهار آزمایش کلسترول تام، تری گلیسرید، HDLو LDLاست.

   بر اساس تازه ترین اطلاعات، اندازه گیری سطح هوموسیستئین این امکان را برای پزشک مشاور فراهم میکند تا ریسک تصلب شرائین را بهتر و با دقت بیشتر مورد ارزیابی قرار دهد. چنانچه میزان هوموسیستئین در خون شما بیمار عزیز بالاتر از حد مطلوب باشد( در ۵۰% از افراد سنین بالای ۵۰ سال قابل مشاهده است) در آنصورت حتی اگر مقادیر مربوط به چهار آزمایش فوق (یعنی چربیهای خون) طبیعی باشند، شما در معرض ریسک تصلب شرائین قرار خواهید داشت.

     مسئله بسیار مهم در این رابطه اطلاع از چگونگی درمان است. سطح هوموسیستئین در خون را میتوان با مصرف هدفدار ویتامین B6،B12 و اسید فولیک کاهش داد. در اینصورت از ریسک سکته قلبی و مغزی بطور قابل ملاحظه ای کاسته خواهد شد.

تستهای آزمایشگاهی:

پارامترهای آزمایشگاهی که جهت ارزیابی ریسک تصلب شرائین استفاده میشود عبارتند از :

–         اندازه گیری چربیهای خون (کلسترول تام ، HDL ، LDLو تری گلیسریدها

–         هوموسیستئین

–         فیبرینوژن

–         لیپوپروتئین (a)

–         آپولیپوپرتئین A1

–         آپولیپوپرتئین B

–         High sensitive CRP

   این فاکتورها از جمله مهمترین ریسک فاکتورهای بیماریهای عروقی محسوب میشوند .هریک از آنها یک ریسک فاکتور مستقل بوده واز لحاظ اهمیت متفاوت میباشند .

نتیجه گیری:

   پس ازانجام آزمایشهای مندرج در فوق و با توجه به فاکتورهای دیگر(نظیر فشار خون، کشیدن سیگار، دیابت و غیره) ارزیابی و تشخیص میزان ریسک تصلب شرائین برای پزشک معالج ممکن میگردد. تنها در اینصورت پیشگیری و یا درمان متعادل قابل انتظار است. این اطلاعات خاصه در موارد زیر از اهمیت خاصی برخودارند:

  • آیا تغییر رژیم غذائی به تنهائی کافیست؟
  • آیا تغییر در شیوه زندگی (life style) کافیست؟
  • آیا بکارگیری داروها که معمولآ با عوارض جانبی همراه هستند لازمست؟
  • آیا تجویز تنهای ویتامین ها ( ویتامین B12،B6و اسید فولیک) کافیست؟

   پژوهشهای نوین و آمارهای مربوطه چنین نشان میدهند که در صورت انتخاب درمان صحیح آترواسکلروز میتوان انتظار داشت که بین ۵ تا ۱۰ سال به طول عمر بیمار افزوده شود.

     قابل توجه است که انتخاب درمان صحیح نه تنها از پیشرفت بیماری جلوگیری میکند، بلکه تا حدود زیادی سبب رفع ضایعات موجود نیز میگردد. اما برای این منظور پزشک مشاور محتاج به اطلاعاتی است که کسب آنها از راه انجام آزمایشهای خاص مقدور میگردد.

آنچه که بیمار باید به آن توجه نماید:

نمونه گیری باید در هنگام صبح و در حالت ناشتا گرفته شود.

مراجع :

۱-   Clinical laboratory diagnosis, Ed. By Lothar Thomas TH-Books Verlagsgesellschaft, gemany, 2008

۲-  Henry’s clinical diagnosis and management by laboratory methods, saunders -Elsevier, 2007

۳- Current medical diagnosis & treatment, Ed. By Lawrence M. Tierney; et al, Mc  Graw -Hill Inc, 2006